نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم

دوستانی که همه یک دل و محرم بودیم

نوحریفانی پاکیزه تر از قطرۀ آب

بر نشسته بگل و لاله چو شبنم بودیم

هر یکی عالمی از فضل و هنرمندی و باز

فارغ از نیک و بد گردش عالم بودیم

هر کجا بستگیی بود کلیدش بودیم

هر کجا خستگیی آمد مرهم بودیم

در لطافت همه چون باد صبا سست عنان

در وفا کوه صفت ثابت و محکم بودیم

روز کوشش همه هم پشت جوانان بودیم

شب خلوت همه یک رویه و همدم بودیم

حلقة زلف بتان رشک همی برد زما

که ز دلداری در بند دل هم بودیم

هر کجا پر هنری یا سخن آرایی بود

بدل ایشان نزدیک تر از غم بودیم

آنچنان فارغ و آزاد بدیم از غم دل

که تو گفتی که نه از عالم آدم بودیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن بخشی از شعری است که به یاد دوستان و همراهانی می‌پردازد که در کنار یکدیگر لحظات خوشی را سپری کرده‌اند. شاعر به خوبی از صفا و صمیمیت این دوستی‌ها صحبت می‌کند و به ویژگی‌های مثبت همدیگر اشاره می‌کند. او به پاکی و خوبی دوستانش، تلاش برای یکدیگر در زمان‌های سخت و ایجاد آرامش برای یکدیگر در زمان‌های خستگی می‌پردازد. در نهایت، شاعر به آزادی و بی‌خیالی شادمانه‌ای که در کنار یکدیگر داشتند اشاره می‌کند و حس می‌کند که آن لحظات به دور از تمام مشکلات و غم‌ها بودند، انگار که از دنیای واقعی فاصله گرفته‌اند.