نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

تا دم باد صبا بگشا دست

گرهی از دل ما بگشا دست

هر فتوحی که جهانراست ز گل

همه از باد هوا بگشادست

نقش بدان چمن را همه کار

ار نفسهای صبا بگشادست

لاله پنداری عطّار بهار

نافۀ مشک خطا بگشادست

میزبا نیست چمن خندان روی

غنچه زان بند قبا بگشادست

دل سوسن ز که آزرده شدست

که زبانرا بجفا بگشادست

از تهی دستی، بیچاره چنار

دست خواهش چو گدابگشادست

تا گلش خردکی زر بخشد

پنجه پیشش بدعا بگشادست

ابر را گر نه برو دل سوزست

آبش از دیده چرا بگشادست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تاثیر باد صبا بر طبیعت و روح انسان اشاره دارد. شاعر از باد صبا می‌خواهد که دستش را بگشاید و غم دل را برطرف کند. او به زیبایی گل‌ها و باغ‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که همه این زیبایی‌ها از نفس‌های باد صبا ناشی می‌شود. همچنین، شاعر به ناتوانی و غم دل plants (مثل چنار و سوسن) اشاره می‌کند و ابراز می‌کند که دل‌ها در پی عشق و زیبایی هستند. در نهایت، شاعر از ابرها و باران نیز سخن می‌گوید و می‌پرسد که چرا از دل سوزان خود آبی نمی‌ریزند. ریشه تمام این احساسات در آرزوی دستیابی به زیبایی و آرامش نهفته است.