شمارهٔ ۱۴۱ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
لب و دندان یار من نگرید
خوشی روزگار من نگرید
تیر دیدی که در کمان باشد
قامتش در کنار من نگرید
اختیار منست خوبی او
خوبی اختیار من نگرید
ترسم از نازکی برنجد اگر
تیز در روی یار من نگرید
نظر از چشم من اوام کنید
هرکه اندر نگار من نگرید
یا چو در روی او نگاه کنید
باری هم از شمار من نگرید
دوش هندی خویش خواند مرا
اینهمه اعتبار من نگرید
بوسه یی خواستم همی ز لبش
گفت: خه! کار و بار من نگرید
با دهانت فتاد بوسۀ من
چشم بد دور کار من نگردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل درباره احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. او از زیبایی و نازکی معشوق سخن میگوید و میترسد که این زیبایی به دلیل عشق و توجه او دچار آسیب شود. شاعر به ارتباط نزدیک خود با معشوق اشاره میکند و حسرت بر این دارد که آیا میتواند بوسهای از او بگیرد. در کل، مضمون شعر بر ابتهاج و نیز نگرانی از جدایی و آسیب به احساسات عاشقانه استوار است.