شمارهٔ ۱۵۵ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ماه رویا بسر خویش کنی
نیک باشد که بدی بیش کنی؟
چندم از هجر دل افگار کنی؟
چندم از غصه جگر ریش کنی؟
مکن ای جان که نه رسمی نیکست
که همه کام بداندیش کنی
هر کجا خون دلی باید ریخت
غمزۀ مست فرا پیش کنی
مردمی کن، که نباشد ضایع
هر چه با این دل درویش کنی
دل یک شهر بر آید از بند
گر اشارت بلب خویش کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات است. شاعر به محبوب خود میگوید که موجب درد و رنج نشود و بیشتر از این دل او را نرنجاند. او از محبوب خواسته که به جای غم و جدایی، محبت و نیکی را سرلوحه کار خود قرار دهد. در نهایت، شاعر تاکید میکند که با رفتار خوب و شایسته، میتواند دلها را شاد کند و به انسانها کمک کند.