نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

رخت از ماه و لبت از شکرست

آنت ازین وینت از آن خوبترست

بر رخت بوسه کجا شاید داد؟

که نظر نیز محل نظرست

نه میان نیست میان تو ز لطف

وین عجبتر که میان کمرست

تا لبت را نرسد چشم بدان

در زبانها همه نام شکرست

بوسه یی از لب و دندان خوشت

خون بهای دو جهان خوش پسرست

از چه ناشسته رخم می خوانی

که رخم شسته بخون جگرست

بدکنی با من و گویم که مکن

گوئیم نیکست، اینم بترست

با رخ و غمزۀ تو می سازم

که گل و خارتو با یکدگرست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت چهره محبوب است. شاعر به ویژگی‌های ظاهری معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که لب‌های او به شکر می‌مانند و زیبایی‌اش از هر چیزی دیگر فراتر است. او درباره بوسه و عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که بوسه‌ای از لب‌های محبوب، ارزشی فراتر از زندگی دارد. همچنین به طور کنایه‌آمیز اشاره می‌کند که زیبایی‌ها و محبت‌ها گاهی باعث درد و رنج نیز می‌شوند. شاعر در نهایت می‌گوید که با تمام زیبایی و ناز محبوبش، او به خاطر محبت و عشقشان به یکدیگر نزدیک‌تر هستند.