نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امروز روی تو ز همه روز خوشترست

شیرین لب ز جان دل افروز خوشترست

بیمار چشم تو که همه روز خون خورد

امروز پاره یی ز همه روز خوشترست

بر دل خوشست دست درازیّ زلف تو

پرده دری ز غمزۀ دلدوز خوشترست

گفتم که باز ده دل ریشم بطنز گفت

مه تو دل صداع تو هر روز خوشترست

با درد تو بهست مرا زانکه شمع را

هم با سرشک دیده و با سوز خوشترست

با آنکه نیست خوی توبا ما چنان نکو

سر باری حدیث بد آموز خوشترست

در روی تو نظاره و بر یاد تو شراب

دایم خوشست و موسم نوروز خوشترست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت امروز می‌پردازد. شاعر امروز را از همه روزها خوش‌تر می‌داند و از شیرینی لبان محبوبش سخن می‌گوید. او به درد دل ناشی از عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در سختی‌ها و اشک‌ها، یاد محبوب برایش خوشایندتر است. همچنین به زیبایی زلف محبوب و تاثیر آن بر دل می‌پردازد. در پایان، شاعر از سرور و شادی که به خاطر یاد معشوق و زیبایی‌اش دارد، صحبت می‌کند و می‌گوید که این احساسات و یادها در هر لحظه برای او خوش‌تر از هر چیز دیگری است.