شمارهٔ ۲ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای روی تو آرزوی دلها
شادیّ غمت به روی دلها
ای حلقۀ زلف تو همیشه
آشفته ز گفتوگوی دلها
بشکسته به جویبار عشقت
سنگین دل تو سبوی دلها
در انگلههای زلف مشکینت
افکند زمانه گوی دلها
غارتگر زلف تو میان چیست
در بسته به جستوجوی دلها
پی در پیِ تو هزار فرسنگ
بتوان آمد به بوی دلها
تا با دهن تو مینشیند
بس تنگ شدست خوی دلها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب خود میپردازد. او از آرزوی دلها و شادیها که به خاطر غم عشق محبوبش پیدا شده سخن میگوید. زلفهای محبوب به نوعی نماد پیچیدگی احساسات و غم و شادی دلها هستند. شاعر اشاره میکند که عشق او مانند جویباری است که دلها را خیالانگیز میکند و سعی دارد در جستجوی محبوب به دوردستها برود. در نهایت، او بیان میکند که عشق و زیبایی محبوبش زندگی و احساسات دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد و دلها در جستجوی او دچار تنگی و اضطراب میشوند.