شمارهٔ ۲۴ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ترا یک ذره خود پروای ما نیست
بنیک و بد دلت را رای ما نیست
چه بد کردم که بر خاک در تو
سگانرا هست جای و جای ما نیست
فراوان عاشقان داری ولیکن
بدلسوزی یکی همتای ما نیست
چه سازم چاره وصلت چه دانم
که این معنی بدست و پای ما نیست؟
مرا در غم شکیبایی مفرمای
که این کار دل شیدای ما نیست
تو معذوری که شبهای درازت
خبر از چشم شب پیمای ما نیست
مرا از درد دل دل نیست بر یاد
ترا از عیش خوش پروای ما نیست
مرا شد در سر سودای تو دل
دلت را خود سر سودای ما نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس درد و ناامیدی عاشقانه نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر به این نکته میپردازد که معشوق توجهی به درد و رنج عاشق ندارد و علیرغم اینکه بسیاری عاشق او هستند، کسی نمیتواند مانند شاعر به او دلسوزی کند. او از بیتوجهی معشوق به احساساتش گلهمند است و میگوید که راهی برای وصل به او نمیبیند. همچنین، شاعر از غم و شکیبایی خواسته میشود، اما میداند که این کار برای دل شیدایش ممکن نیست. در کل، این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و درد ناشی از بیتوجهی معشوق است.