نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای مرا کرده مشوّش زلفت

وی ز گل ساخته مفرش زلفت

تا که در خسته دل ما پیوست

نیست خالی ز کشاکش زلفت

شد ز بیماری چشمت آگاه

هست از آن روی بر آتش زلفت

روز خوش را دل من شب خوش کرد

تا که او راست شب خوش زلفت

نور خورشید نهان شد چو فکند

سایه یی بر رخ مه وش زلفت

آن چه خطّست که گویی که بمشک

سیم را کرد منقش زلفت

گفتم ان زلف بگیرم یک شب

گشت از اندیشه مشوّش زلفت

گرز حال دل من می پرسی

آنک آنک سوی خودکش زلفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأثیر عمیق و جذاب زلف محبوب بر دل و روح شاعر است. شاعر از زیبایی و دل‌مشغولی‌های ناشی از زلف محبوب می‌گوید. او احساسات خود را از بیمار شدن ناشی از دلباختگی، شب‌های خوشی که به خاطر محبوب دارد و غم و شوقی که زلف محبوب در دلش به وجود می‌آورد، بیان می‌کند. شعر نشان‌دهنده کشش و دلبستگی شدید به محبوب است که به نوعی ناراحتی و سردرگمی نیز منجر می‌شود.