نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

اهل تو بازار گوهر بشکند

زلف تو ناموس عنبر بشکند

درّ دندان تو خون صف برکشد

شکّر اندر قلب لشکر بشکند

رنگ خون پیدا شود بر چهره ات

چون صبا زلف ترا سربشکند

هر که در بندد دری در کوی صبر

حلقة زلف تو آن در بکشد

پیش قدّ و خطّ تو نقّاش چین

هر زمان پرگار و مسطر بشکند

ز آرزوی آن دوتا مشکین رسن

ماه نو خود را چو چنبر بشکند

ترسم این سرها که دارد زلف تو

توبت من بار دیگر بشکند

هر که او در انتظار وصل تست

روزگارش دل بغم در بشکند

روزی از ناگه دل دیوانه ام

در جهد وان مهر شکّر بشکند

راستی را از تو باید خواست آب

هرکه او را لقمه در بر بشکند

از دهانت کام دل حاصل کند

و ارزوی جان غم خور بشکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و تسلط عشق بر دلمند می‌باشد. شاعر با بیان تصاویری مختلف، به تاثیر عمیق محبوب بر روی دل و ذهن می‌پردازد. اشاره به زلف و چهره معشوق و خساراتی که به دل عاشق می‌زند، نشان از شدت عشق و longing دارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که زیبایی و عشق می‌تواند همه وجود انسان را تحت تاثیر قرار دهد و انسان را به چالش بکشد. عشق باعث می‌شود که آدمی نه تنها به درد و رنج دچار شود، بلکه به دنبال وصال محبوب نیز در جستجوی آرامش باشد.