شمارهٔ ۵۰ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دلبرم رسم خود چنین دارد
که دل دوستان غمین دارد
از پی یک حدیث دامنگیر
صد جواب اندر آستین دارد
حلقة زلف او ز بلعجبی
چرخ پیروزه در نگین دارد
زلف پرچین زنگیآسایش
حکم بر زنگبار و چین دارد
نز تواضع، ز سرکشی باشد
سر که پیش تو بر زمین دارد
نشود خود به کوی او نزدیک
هر که او عقل دوربین دارد
گرد کوی وی آنکسی گردد
که ملالش ز عقل و دین دارد
نخورد هیچ غم به هستی خویش
هر که دلدار نازنین دارد
تن مومین نپرورد چون شمع
هر که او جان آتشین دارد
برهاند ترا ز هستی خویش
عشق خود خاصیت همین دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ویژگیهای دلبر و محبوبی میپردازد که دل دوستان را غمگین میکند و در پاسخ به درخواستها، برای هر سوالی صد جواب در آستین دارد. زلفهای او به زیبایی چرخشی دارند و زیباییاش نظر هر بینندهای را به خود جلب میکند. فردی که به محبوب نزدیک نمیشود، عقلش دوربین است و در کوی او فقط کسانی حضور دارند که از عقل و دین خود ملال دارند. همچنین کسانی که دل به محبوب میسپارند، از غم و اندوه مصون هستند و عشق میتواند آنها را از قید هستی آزاد کند. در نهایت، عشق ویژگی خاصی دارد که انسان را از سویی به سوی دیگر میکشاند.