شمارهٔ ۵۲ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
هر که چون روی تو رویی دارد
سر به سر راحت دنیی دارد
هر که دارد دهن و زلف و خطت
کوثر و سدره و طوبی دارد
از جهان دوست ترا دارد دل
آری چون دارد باری دارد
زنده کن مرده دلم را به دمی
که دهانت دم عیسی دارد
دم زلف تو گرفتست دلم
ابلها کو دم افعی دارد
چشم تو خون دلم کرد حلال
و آنک از خطّ تو فتوی دارد
هر دم آویزد در من غم تو
خود نگوید که چه دعوی دارد
بهر بوسی که ز تو خواستهام
بر منت خشم چرا میدارد؟
ندهی خود ندهی حکم تراست
خشم و دشنام چه معنی دارد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و زیبایی معشوق نوشته شده است. شاعر بیان میکند هر کسی که چهرهٔ دلنشین محبوب را ببیند، آرامش دنیا را درک میکند. او به زیباییهای وجود معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی زخمها و غمهای ناشی از عشق، نتیجهٔ محبت است. شاعر همچنین از تأثیر عمیق معشوق بر دل و جان خود سخن میگوید و از او درخواست میکند که با لبخند یا نگاهی دلانگیز، جانش را زنده کند. در نهایت، شاعر سوال میکند که چرا باید به خشم و دشنام پرداخته شود در حالی که عشق و محبت اولویت دارد.