نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز رویت دستهٔ گل می‌توان کرد

ز زلفت شاخ سنبل می‌توان کرد

ز قدّ چفتۀ من در ره عشق

بر آب دیده‌ام پل می‌توان کرد

ز نوک غمزهٔ تو بی‌محابا

سزا در دامن گل می‌توان کرد

ز اشک و چهره در عشقت همه سال

به سیم و زر تجمّل می‌توان کرد

نمی‌شاید سپردن دل به زلفت

نه نیز از وی تغافل می‌توان کرد

نه چون غنچه دهن در می‌توان بست

نه افغان همچو بلبل می‌توان کرد

به زلفت گو برو آهسته بنشین

همه روز این تطاول می‌توان کرد

دلم بر دست و سر می‌پیچد از من

چه گویی این تحمّل می‌توان کرد

به دشنامی دلم را شاد می‌دار

که باری این تفضّل می‌توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و تأثیرات عشق اشاره می‌کند. او با تشبیهات مختلف از جلوه‌های طبیعت و زیبایی معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که از زیبایی چهره و زلف معشوق می‌توان نسیم و گل ساخت یا با اشک و چهره مَحبوب، تجمل و زیبایی خلق کرد. همچنین شاعر به ناتوانی از فراموشی عشق و تألمات دلی اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند قلبش را از زلف معشوق جدا کند. او در نهایت به تحمل درد و رنج عشق، حتی در برابر بدسخنی‌ها و دشنام‌ها، تأکید می‌کند و از آن به عنوان یک لطف و فضل یاد می‌کند.