شمارهٔ ۷۳ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
در عشق تو دل بجان همی کوشد
عاجز شد و همچنان همی کوشد
در سنبل تابدار میپیچد
با نرگس دلستان همی کوشد
پیدا گوید که فارغم، وانگه
با درد تو در نهان همی کوشد
با آن همه ناتوانی چشمت
با خلق همه جهان همی کوشد
هر کس که وصال تو همی جوید
با گردش آسمان همی کوشد
تا وصل تو خود کرا بود روزی
حالی همه کس در آن همی کوشد
در عشق ز صبر شکرها دارم
انصاف که بر چه سان همی کوشد
با هجر تو گرچه بس نمیآید
مسکین چه کند؟ بجان همی کوشد
دل می خرد از لبت بجان بوسی
گر سودست ار زیان همی کوشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عمق عشق و تلاش بیپایان دل برای رسیدن به معشوق سخن میگوید. او به صراحت بیان میکند که حتی در وجود ناکامیها و سختیها، دل همچنان به جستجوی وصال معشوق میپردازد. شاعر به زیبایی اشاره میکند که عشق او چنان قوی است که حتی با وجود درد و دوری، باز هم دل به عشق میکوشد و صبر و شکر را در دل نگه میدارد. او بیان میکند که همه موجودات و حتی آسمان برای یافتن وصال معشوق در تلاشاند، و در نهایت، عشق او چنان عمیق است که حتی با وجود سختیها، دل همچنان به این جستجو ادامه میدهد.