شمارهٔ ۸۲ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تا نگارم رای رفتن می زند
عشقش آتش در دل من می زند
هجر او خون دل من می خورد
وصل او می بیند و تن می زند
می خورم سیلیّ محکم از غمش
ایمه، سیلی چه؟که گردن می زند
خطّ و رخسارش تو پنداری کسی
غالیه در برگ سوسن می زند
ماه در شب دیده یی خرمن زده؟
روز و شب بر ماه خرمن می زند
گر دلم ز درای رخسارش رواست
راستی را رای روشن می زند
آنچه من با یار سنگین دل کنم
عشق او با من همین فن می زند
من گریبانم می درم از دست او
او همان دستم بدامن می زند
چشم او بر دوستان تیغ جفا
گویی اندر روی دشمن می زند
لابۀ ما در دل سنگین او
باد پنداری بر آهن می زند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر آتش عشق را در دل خود توصیف میکند و از درد و رنج هجران معشوق سخن میگوید. او به شدت دلتنگی و عواطف شدیدش را نسبت به معشوق ابراز میکند و میگوید که عشقش مانند سیلی دردناک به او ضربه میزند. شاعر زیبایی معشوق را با گل و ماه مقایسه میکند و بیان میکند که محبت و احساسات عمیقش، زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، او اشاره میکند که حتی در دل اندوه خود، عشقش همچنان به او آرامش میبخشد.