شمارهٔ ۹۱ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
نیکویی بیش از آن نمی باید
فتنه اندر جهان نمی باید
راست اندازۀ دلم دارد
تنگ تر زان دهان نمی باید
لبکی داری آن چنان کانصاف
جز لب من در آن نمی باید
زلف شوریده رامکن در بند
کان خود الا چنان نمی باید
آن نقابت ز چهره یکسو کن
کآفتابم نهان نمی باید
جان همی خواست، گفتمش:بستان
گفت: نی، رایگان نمی باید
گفتم از من بخر ببوسی گفت:
تا بدین حد گران نمی باید
از رخت می خرم بجان بوسی
هیچ دلّالمان نمی باید
پیشتر زان بده که خط بدهد
زانکه شب در میان نمی باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و محدودیتهایی است که شاعر در عشق خود تجربه میکند. شاعر به نیکویی و زیبایی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که در دنیای پرچالش و آشفته، زیبایی و محبت نباید به طور ناگهانی آشکار شود. او تأکید میکند که عشق واقعی و عمیق در چارچوبی خاص باید بماند و از ریختن عشق به شکل رایگان و بیمهابا دوری کند. در نهایت، شاعر با اشاره به قیمت عشق و تلاش برای به دست آوردن محبت، نشان میدهد که عشق نیاز به تلاش و ارزشگذاری دارد و نمیتوان آن را به سادگی به دست آورد.