شمارهٔ ۹۶ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گر امروز آن بُتم همدم نیاید
نصیب جان من جز غم نیاید
نیامد دوش و جانم بر لب آمد
ز بیم آنکه امشب هم نیاید
اگرچه وعده داد و خورد سوگند
ولی با این همه ترسم نیاید
مرا گر ناید او ناید وگر نی
غم و اندوه و محنت کم نیاید
چه سود ار آید او زین پس؟ که جانم
نباشد مانده گر این دم نیاید
من او را از برای سور خواندم
ولیک او جز که با ماتم نیاید
که را نزدیک او شاید فرستاد؟
چو کس در راز او محرم نیاید
وگر او را نباشد آمدن رای
به قول هر که در عالم نیاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به غم و اندوه خود به خاطر عدم حضور محبوبش اشاره میکند. او ابراز میکند که اگر معشوقهاش نیاید، زندگیاش پر از غم و اندوه خواهد بود. همچنین، او از ترس عدم آمدن محبوبش و وعدههایی که داده شده، به شدت نگران است. شاعر احساس میکند که اکنون دیگر هیجانی برای زندگی ندارد و حتی اگر محبوبش باز هم بیاید، خوشحالی و شادیای برایش نخواهد داشت. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که در عشق، اگر محبوبی نباشد، هیچ چیز ارزشمند نخواهد بود.