نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

دل پیشکش تو جان نهاده است

عشقت به دل جهان نهاده است

جان گر همه با همه دلی داشت

با عشق تو در میان نهاده است

تا نام تو بر زبان بیفتاد

دل مهر تو بر زبان نهاده است

اندک سخنی زبانت را عذر

از نیستی دهان نهاده است

نظاره قندز هلالت

موئی به هزار جان نهاده است

از نالهٔ من رقیب در گوش

انگشت خدای خوان نهاده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمیق‌ترین احساسات عاشقانه شیفتگی و فداکاری است. شاعر از دل و جان خود سخن می‌گوید که به خاطر عشق به معشوق قربانی شده‌اند. او به اهمیت نام معشوق در زبان و دل اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی یک کلمه از معشوق نیز می‌تواند دل را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر همچنین از شدت عشق و تأثیر آن بر زندگی‌اش صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که حتی دیدن معشوق نیز او را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. در نهایت، ناله‌های عاشقانه‌اش نشان‌دهنده درد و longing اوست.