نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۸ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دیده در کار لب و خالش کنم

پیشکش هم جان و هم مالش کنم

کعبهٔ جان او و عید دل هم اوست

جان و دل قربان همه سالش کنم

چون مرا از راه کعبه است این فتوح

بس طواف شکر که‌امسالش کنم

ماه من که‌اشتر سوار آید به راه

دیده سقا، سینه حمالش کنم

ناقه‌ را چون ماه بر کوهان بود

نام چرخ مشتری فالش کنم

ناقه‌ای کو پای بر یالش نهد

بوسه‌گه هم پای و هم یالش کنم

گه مهار از رشتهٔ جان سازمش

گه زر رخسار خلخالش کنم

گر دلم سوزد سموم بادیه

بس مفرح کز لب و خالش کنم

کمترین هندوی او خاقانی است

گر پذیرد نام مثقالش کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و زیبایی محبوبش می‌پردازد و از اشیاء مختلف برای توصیف عشق و ارادتش استفاده می‌کند. او می‌خواهد جان و مالش را برای معشوق قربانی کند و او را مرکز عشق و عبادتش می‌داند. شاعر همچنین به لطافت و زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و عشق را چون سفر به کعبه‌ای مقدس توصیف می‌کند. او با تاکید بر زیبایی‌های ظاهری و باطنی محبوبش، نشان می‌دهد که عشقش عمیق و ناشی از شوق و شکرگزاری است. در نهایت، او به حساسیت و توجه خاص خود به محبوبش اشاره می‌کند و خود را به عنوان کوچک‌ترین عاشق به تصویر می‌کشد.