نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۱ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

روز دانش به ازین بایستی

آسمان مرد گزین بایستی

رفته چون رفت طلب نتوان کرد

چشم ناآمده بین بایستی

پیش‌گاه ستم عالم را

داور پیش نشین بایستی

کیسهٔ عمر سپردیم به دهر

دهر غدار امین بایستی

گر به اندازهٔ همت طلبم

فلکم زیر نگین بایستی

سایه‌ای ماند ز من، من غلطم

هستی سایه یقین بایستی

ناله گر سوی فلک رفت رواست

سایه‌باری به زمین بایستی

نیست صیادی و عالم پر صید

صید را شیر عرین بایستی

کار خاقانی هم به بتر است

کار گیتی به از این بایستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم علم، عمر و حقیقت می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که روز دانش و آسمان، باید در خدمت مردان خردمند باشد. او تاکید می‌کند که وقتی فرصتی از دست می‌رود، نمی‌توان دوباره به دنبالش رفت و باید منتظر فرصت‌ها بود. همچنین، شاعر به محدودیت‌های زندگی و غدری بودن زمان اشاره می‌کند و بر لزوم تلاش و همت برای رسیدن به هدف‌ها تأکید می‌ورزد. او در نهایت به عدم وجود صیاد در جهانی که پر از صید است و به شدت کارهای انسانی و ناکامی‌های آن نیز اشاره دارد. به طور کلی، شعر به عمق شرایط انسانی و چالش‌ها در زندگی می‌پردازد.