نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را

به بهای جان از آن لب شکری فرست ما را

به غلامی تو ما را به جهان خبر برآمد

گرهی ز زلف کم کن، کمری فرست ما را

به بهانهٔ حدیثی بگشای لعل نوشین

به خراج هر دو عالم، گهری فرست ما را

به دو چشم تو که از جان اثری نماند با ما

ز نسیم جانفزایت، اثری فرست ما را

ز پی مصاف هجران که کمان کشید بر ما

ز وصال مردمی کن، حَشَری فرست ما را

مگذار کز جفایت دل گرم ما بسوزد

ز وفا مفرحی کن، قدری فرست ما را

به تو درگریخت خاقانی و دل فشاند بر تو

اگرش قبول کردی، خبری فرست ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر با زبانی دلنشین و عاشقانه از معشوق درخواست می‌کند که خبری از او بفرستد. او با بیان احساسات عاشقانه‌اش، از زیبایی‌های معشوق و اثرات مثبت او بر جان و دلش صحبت می‌کند. شاعر خواهان توجه و محبت معشوق است و می‌خواهد که از دوری و جدایی رنج نبرد. در نهایت، او به این امید است که معشوق نظری به او بیندازد و خبری از عشق و وفا برایش بفرستد.