نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آن تن ماست یا میان شما

وان دل ماست یا دهان شما

اگر آن ابرو است و پیشانی

نکشد هیچ‌کس کمان شما

جز کمر کیست آنک می‌گنجد

یک سر موی در میان شما

آب رخ پیش ما کسی دارد

که بود خاک آستان شما

می‌کند مرغ جان ما پرواز

دم‌به‌دم سوی آشیان شما

چه بود گر به ما رساند باد

بوئی از طرف بوستان شما

خواب خوش را به خواب می بینم

از غم چشم ناتوان شما

زلف دلبند اگر برافشانند

برفشانیم جان به جان شما

دل خواجو نگر که چون زده است

چنگ در زلف دلستان شما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. شاعر از عشق و دلبستگی‌اش به معشوق سخن می‌گوید و احساسات عمیق و ارتباطی را که با او دارد توصیف می‌کند. او به ابرو و پیشانی معشوق اشاره می‌کند که مانند کمان جذاب هستند و به دیگر زیبایی‌های او می‌پردازد. همچنین، شاعر از پرواز روحش به سمت آشیانه معشوق و آرزوهایش برای دریافت عطر و بوی معشوق صحبت می‌کند. در نهایت، او از درد و غم ناشی از دوری معشوق و شوق وصال سخن می‌گوید، بیانگر این که دلش به شدت به عشق معشوق وابسته است.