شمارهٔ ۱۳۸ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
مرغ جانم آتشش در بال و پر خواهد فتاد
هر نفس کو جلوه ی کبک دری خواهد نمود
ناله ی کبک دری در کوه و دل خواهد فتاد
چون بدیدم لعل او گفتم دل شوریده ام
همچو طوطی زین شکر در شور و شر خواهد فتاد
از سرشک و چهره دارم وجه سیم و زر ولی
کی چو نرگس چشم او بر سیم و زر خواهد فتاد
بسکه چون فرهادم آب دیدگان از سرگذشت
کوه را سیل عقیقین بر کمر خواهد فتاد
دشمن ار با ما بمستوری در افتد باک نیست
زانک با مستان در افتد هر که برخواهد فتاد
تشنه ام ساقی بده آبی روان کز سوز عشق
همچو شمعم آتش دل در جگر خواهد فتاد
دل بآنکس ده که او را جان بلب خواهد رسید
دست آنکس گیر کو از پای درخواهد فتاد
بگذر ای زاهد که جز راه ملامت نسپرد
هر که روزی در خراباتش گذر خواهد فتاد
باده نوش اکنون که چین در زلف گلرویان باغ
از گذار باد گلبوی سحر خواهد فتاد
کار خواجو با تو افتاد از جهان وین دولتیست
هیچ کاری در جهان زین خوبتر خواهد فتاد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و احساساتی عمیق، نشان میدهد که چگونه دلبرش، شکر حرفها و ویژگیهایش را به یاد طوطی میآورد و آتش عشق را در دل او شعلهور میسازد. او از جذابیت و زیبایی معشوق سخن میگوید و میگوید که چگونه این زیبایی میتواند همه چیز را تحتالشعاع قرار دهد. در نهایت، شاعر به رویکردی بیپروا و شجاعانه نسبت به عشق و زندگی اشاره میکند و درکی عمیق از عرفان و لذتهای دنیوی را بیان میکند. پیام کلی شعر بیان عشق عمیق و زیباییهای زندگی است که باید آن را درک کرد و از آن لذت برد.