نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۰ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن رفت که میل دل من سوی شما بود

شب تا بسحر خوابگهم کوی شما بود

آن رفت که پیوسته ام از روی عبادت

محراب روان گوشه ی ابروی شما بود

آن رفت که شمع دل من در شب حیرت

در سوز و گداز از هوی روی شما بود

آن رفت که از نکهت انفاس بهاران

مقصود من سوخته دل بوی شما بود

آن رفت که در تیره شب از غایت سودا

دلبند من خسته جگر موی شما بود

آن رفت که هر دم که ز بابل زدمی لاف

چشمم همه بر غمزه ی جادوی شما بود

آن رفت که مرغ دل پر آتش خواجو

پروانه ی شمع رخ دلجوی شما بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به شدت به عشق و محبت خود نسبت به معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که همه لحظات و احساساتش به سوی او معطوف بوده است. شب‌ها به یاد او خوابش می‌برد، عبادتش در دل و یاد او جاری است و وجودش در سوز و گداز عشق به او متجلی می‌شود. همچنین بوی خوش و عطر معشوقه‌اش، دل او را می‌سوزاند و او را به شدت شیفته کرده است. در نهایت، او خود را مانند پروانه‌ای می‌داند که در کنار شعله‌ی عشق معشوقه‌اش دور می‌زند. به طور کلی، شعر نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات عاشقانه و اشتیاق به معشوق است.