شمارهٔ ۱۴۴ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
باید که سوادش بشب تار نویسند
در چین صفت جعد سمن سای نگارین
هر نیمشب از نافه ی تاتار نویسند
ای بس که چو من خاک شوم قصه دردم
صاحب نظران بر در و دیوار نویسند
باید که حدیث من دیوانه ی سرمست
ارباب خرد بر دل هشیار نویسند
هر نکته که در سکه من نقش بخوانند
آنرا بطلا بر رخ دینار نویسند
شرح خط سبز تو مقیمان سماوات
هر شام برین پرده ی زنگار نویسند
از تذکره روشن نشود قصه ی منصور
الا که بخون بر زبر دار نویسند
گر در قلم آرند وفا نامه ی عشاق
اول سخنم بر سر طومار نویسند
هر جور که بر ما کند آن یار جفا کار
شرطست که یاران وفادار نویسند
آن قصه که فرهاد زدی جامه ی جان چاک
رسمست که بر دامن کهسار نویسند
مستان خرابات طرب نامه ی خواجو
بر حاشیه ی خانه ی خمّار نویسند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف و تحسین عشق و زیبایی میپردازد و میگوید که هر نوشتهای دربارهی محبوب باید با دقت و ظرافت نگاشته شود. او به رنگ و زیبایی ظاهری یار اشاره میکند و از عواطف عمیق خود به عنوان یک عاشق صحبت میکند. شاعر همچنین از درد و رنجی که در اثر عشق کشیده، سخن میگوید و مینویسد که باید داستان این دردها و احساسات باید برای دیگران روایت شود. در نهایت، پیامی از وفاداری و جفاهایی که از سوی معشوق به عاشق میرسد، نیز مطرح شده است. این شعر نمادی از عشق عمیق و تأثیر آن بر زندگی انسان است.