نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای صبح صادق رخ زیبای مصطفی

وی سرو راستان قد رعنای مصطفی

آئینه ی سکندر و آب حیات خضر

نور جبین و لعل شکر خای مصطفی

معراج انبیا و شب قدر اصفیا

گیسوی روز پوش قمر سای مصطفی

ادریس کو معلم علم الهی است

لب بسته پیش منطق گویای مصطفی

عیسی که دیر دایر علوی مقام اوست

خاشاک روب حضرت اعلی مصطفی

بر ذروه دنا فتدلی کشیده سر

ایوان بارگاه معلای مصطفی

وز جام روح پرور ما زاغ گشته مست

آهوی چشم دلکش شهلای مصطفی

خیاط کارخانه ی لولاک دوخته

دراعه ابیت ببالای مصطفی

شمس و قمر که لولوی دریای اخضرند

از روی مهر آمده لالای مصطفی

خالی زرنگ بدعت و عاری ز زنگ شرک

آئینه ضمیر مصفای مصطفی

کحل الجواهر فلک و توتیای روح

دانی که چیست خاک کف پای مصطفی

قرص قمر شکسته برین خوان لاجورد

وقت صلای معجزه ایمای مصطفی

روح الامین که آیت قربت بشان اوست

قاصر ز درک پایه ادنی مصطفی

در بر فکنده زهر بغلطاق نیلگون

از سوگ زهر خورده ی زهرای مصطفی

گو مه بنور خویش مشو غره زانک او

عکسی بود ز غره ی غرای مصطفی

بر بام هفت منظر بالا کشیده اند

زین چار صفّه رایت آلای مصطفی

خواجو گدای درگه او شو که جبرئیل

شد با کمال مرتبه مولای مصطفی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در ستایش پیامبر اسلام، حضرت محمد (مصطفی) سروده شده و به توصیف ویژگی‌های او و مقام والایش می‌پردازد. شاعر از صبح صادقی سخن می‌گوید که جمال پیامبر را روشن می‌کند، و او را به عنوان معراج انبیاء و سرچشمه علم الهی معرفی می‌کند. همچنین او را به زیبایی و شکوهی توصیف می‌کند که تمامی عوالم از او بهره‌مند شده‌اند. در این شعر، از معانی عمیق و نمادهای مذهبی برای نمایش جایگاه مقدس و معنوی پیامبر استفاده شده و شاعر خواستار نزدیکی به درگاه اوست. در نهایت، شعر بر عظمت و نورانیت حضرت محمد تأکید می‌کند و مردم را به توسل به او دعوت می‌نماید.