نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تحیتی چو هوای ریاض خلد برین

تحیتی چو رخ دلگشای حور العین

تحیتی چو شمیم شمامه ی سنبل

تحیتی چو نسیم روایح نسرین

تحیتی چو تف آه عاشقان دلسوز

تحیتی چو دم صبح صادقان مشکین

تحیتی گهر آگین چو دیده ی فرهاد

تحیتی شکر افشان چو پسته ی شیرین

تحیتی همه زاری چو نامه ی ویسه

تحیتی همه یاری چو پاسخ رامین

تحیتی چو فروغ جمال شمع چگل

تحیتی چو خط مشک رنگ لعبت چین

تحیتی که بود حرز بازوی افلاک

تحیتی که بود ورد جان روح امین

تحیتی که کند نفس قدسیش تقریر

تحیتی که ازو کام جان شود شیرین

تحیتی که شود زخم سینه را مرهم

تحیتی که دهد درد خسته را تسکین

کدام پیک همایون رساند از خواجو

بحضرتی که بنضرت بود بهشت برین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تحیت و سلام می‌پردازد و آن را به شیوه‌های مختلف مقایسه می‌کند. شاعر تحیت را با عناصر زیبای طبیعت و احساسات عاشقانه به تصویر می‌کشد. او تحیت را همچون نسیم ملایم، رخسار دلگشای حورالعین، و عطری خوش می‌داند که دل را شاد می‌کند. همچنین، تحیت به عنوان مرهمی برای دردهای عاشقان و منبع آرامش ذکر می‌شود. در پایان، شاعر به دلتنگی خود اشاره می‌کند و از پیک همایون می‌خواهد که این تحیت را به حضور محبوب برساند.