نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۳ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

امشب ای یار قصد خواب مکن

مرو و کار ما خراب مکن

شب درازست و عمر ما کوتاه

قصه کوته کن و شتاب مکن

چشم مست تو گرچه در خوابست

تو قدح نوش و عزم خواب مکن

شب قدرست قدر شب دریاب

وز می و مجلس اجتناب مکن

سخن جام گوی و باده ی ناب

صفت ابر و آفتاب مکن

وگرت شیخ و شاب طعنه زنند

التفاتی بشیخ و شاب مکن

روز را چون ز شب نقاب کنند

ترک خورشید مه نقاب مکن

آبروی قدح بباد مده

پشت بر آتش مذاب مکن

لعل میگون آبدار بنوش

جام می را ز خجلت آب مکن

چون مرا از شراب نیست گریز

منعم از ساغر شراب مکن

از برای معاشران خواجو

جز دل خونچکان کباب مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از یار خود می‌خواهد که به خواب نرود و به کار آن‌ها خراب نکند. او اشاره می‌کند که شب طولانی است و عمر کوتاه، بنابراین باید زمان را بیهوده هدر نداد و سریع‌تر عمل کرد. شاعر به زیبایی و جذابیت چشمان یار اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که بجای خواب، شراب بنوشد و از مراسم و می‌نوشی دست برندارد. همچنین تأکید می‌کند که نباید به انتقادهای دیگران توجه کرد و باید از زیبایی شب و لذت‌های آن بهره برد. شاعر به می و مجلس اشاره می‌کند و خواهان توجه به لذت‌ها و آرامش در شب است، بدون اینکه آبروی خود را به خطر بیندازد. در نهایت، او به عشق و ارتباط خود با یار اشاره می‌کند و می‌گوید که به جز دل‌خوشی و عشق، نباید چیزی را جدی گرفت.