نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۴ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین

چشم موج افکن ما بنگر و دریا را بین

اگر از عالم معنی خبری یافته ئی

بر گشا دیده و آن صورت زیبا را بین

چه زنی تیغ ملامت من جان افشانرا

عیب وامق مکن و طالعت عذرا را بین

حلقه ی زلف چو زنجیر پریرویان گیر

زیر هر موی دلی واله و شیدا را بین

باغبان گر ز فغان منع کند بلبل را

گو نظر باز کن و لاله حمرا را بین

ای سراپرده بدستان زده بر ملک فنا

علم از قاف بقا برکش و عنقا را بین

گر بدل قائل آن سرو سهی بالائی

سر بر آر از فلک و عالم بالا را بین

چون درین دیر مصوّر شده ئی نقش پرست

شکل رُهبان چکنی نقش مسیحا را بین

دفتر شعر چه بینی دل خواجو بنگر

سخن سحر چه گوئی ید بیضا را بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به توجه و مشاهده زیبایی‌ها و معانی عمیق زندگی است. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از دنیای مادی و ظاهری فراتر برود و به عمق معنا بنگرد. او به تصویر زیبایی که در عالم معنا وجود دارد اشاره می‌کند و از شخص می‌خواهد تا به جاهای دیگر نگاه کند و زیبایی‌ها را ببیند. همچنین به مقایسه عناصر مختلفی از زندگی و تجربه‌های انسانی می‌پردازد و تشویق می‌کند که فراتر از قضاوت‌هایی که از دیگران می‌شود، حقیقت را جستجو کند. در نهایت، شعر بر اهمیت درک عمیق و قرارداد عشق و زیبایی تأکید می‌ورزد.