شمارهٔ ۷۲ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
رفتی ز برم ولی نرفتی ز ضمیر
باز آی که جانی و ز جان نیست گزیر
هر لحظه ز کوی تو کنم عزم سفر
خونابهٔ چشم من شود دامنگیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از جدایی و دوری محبوب سخن میگوید. او احساس میکند که محبوبش هرچند جسماً از کنارش رفته، اما در دل و ضمیر او仍 وجود دارد. شاعر از longing و بیماری ناشی از دوری میگوید و از محبوب میخواهد که بازگردد، زیرا نمیتواند از او فرار کند و همیشه به یاد اوست.