نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۶ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکند

ای بسا فتنه که هر دم بجهان درفکند

کمر ار نکته ئی از وصف میانش گویم

خویشتن را بفضولی بمیان درفکند

گر در آن صورت زیبا نگرد صورتگر

قلم از حیرت رویش ز بنان درفکند

تا چرا نرگس مست تو بقصد دل من

هر دم از غمزه خدنگی بکمان درفکند

بشکر خنده درآ ورنه یقین می دانم

که دهان تو یقین را بگمان درفکند

باغبانرا چه تفاوت کند ار وقت سحر

بچمن بلبل شوریده فغان درفکند

قلم ار شرح دهد قصّه اندوه فراق

ظاهر آنست که آتش بزبان درفکند

نرگس مست تو از کنج صوامع هر دم

زاهدی را بخرابات مغان درفکند

خواجو از شوق لب لعل تو هنگام صبوح

بقدح اشک چو یاقوت روان درفکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و به تأثیرات عمیق این زیبایی بر روی عشق و دل‌باختگی اشاره می‌کند. او می‌گوید که نگاه معشوق مانند تیرهایی است که هر لحظه به دل او اصابت می‌کند و به همین دلیل، عواطف و احساساتش را به طرز عجیبی در هم می‌ریزد. شاعر همچنین به چالش‌هایی که عشق و فراق به همراه دارد، اشاره می‌کند و از تأثیر زیبایی معشوق بر دیگران، حتی زاهدان و عابدان، سخن می‌گوید. در نهایت، اشتیاق و شوق او برای معشوق به هنگام صبح و خوشی‌های دل‌انگیز را با تصاویری زیبا و شاعرانه بیان می‌کند.