نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود

خروش و مستی ما بر دوام خواهد بود

ز جام باده ی عشقت خمار ممکن نیست

که شرب اهل مودّت مدام خواهد بود

گمان برند کسانی که خام طبعانند

که کار ما ز می پخته خام خواهد بود

شراب و طلعت حور از بهشت مطلوبست

وگرنه خلد ز بهر عوام خواهد بود

بکنج میکده آن به که معتکف باشد

کسی که ساکن بیت الحرام خواهد بود

حلال زاده نیم گر بروی شاهد ما

شراب و نغمه ی مطرب حرام خواهد بود

بمجلسی که تو باشی ندیم خلوت خاص

دریغ باشد اگر بار عام خواهد بود

مرا که نام بر آمد کنون ببدنامی

گمان مبرکه غم از ننگ و نام خواهد بود

کجا ز دست دهم جام می چو می دانم

که دستگیر من خسته جام خواهد بود

بیا که گر نبُود شمع در شب دیجور

رخ چو ماه تو ما را تمام خواهد بود

چو سرو میل چمن کن که صبحدم در باغ

سماع بلبل شیرین کلام خواهد بود

ورای قطع تعلق ز دوستان قدیم

عذاب روز قیامت کدام خواهد بود

چه غم ز حربه و حرب عرب چو مجنون را

مقیم بر در لیلی مقام خواهد بود

چنین که سر به غلامی نهاده‌ای خواجو

بر آستان تو سلطان غلام خواهد بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و مستی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر چشم‌های معشوق همیشه مست باشند، این مستی و شور و حال همیشگی خواهد بود. او به اهمیت عشق و محبت در زندگی می‌پردازد و بیان می‌کند که کسانی که شک و تردید دارند، نمی‌توانند درک کنند که عشق حقیقی هیچ‌گاه خام و کم نمی‌شود. شاعر همچنین به میکده و آداب و رسوم آن اشاره می‌کند و می‌گوید که در مجلسی که معشوق حضور دارد، باید فضایی خاص و دلنشین ایجاد شود. در نهایت، او به مقام خود به عنوان یک خدمتگزار در عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که داشتن معشوق باعث افتخار و خوشحالی است و در جایگاه بندگی نیز احساس سربلندی می‌کند.