نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۶ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل من زحمت جان برنتابد

که در ملکی دو سلطان برنتابد

گرش همچون سگان کو برانند

عنان از کوی جانان بر نتابد

کجا در خلوت وصلش بُود بار

کسی کو بار هجران بر نتابد

سری کز سرّ عشقش نیست خالی

یقین میدان که سامان بر نتابد

نگارا تکیه بر حسن و جوانی

مکن چندین که چندان برنتابد

دلا درباز جان در پای جانان

که عاشق زحمت جان برنتابد

چو خواجو در غمش می سوز و می ساز

که درد عشق درمان برنتابد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر رنجی است که انسان عاشق به خاطر عشق و جدایی تحمل می‌کند. شاعر می‌گوید دلش نمی‌تواند دو نوع سلطنت (دو عشق یا دو شخصیت) را تحمل کند و حتی اگر به او سختی‌هایی چون آزار و اذیت برسد، همچنان عشق خود را رها نخواهد کرد. او به سختی‌های جدایی اشاره می‌کند و می‌گوید کسی که بار جدایی را نتواند تحمل کند، در واقع عشق را درک نکرده است. عشق و زیبایی به عنوان موهبت ذکر شده‌اند و شاعر توصیه می‌کند که عشق را با شجاعت بپذیریم، حتی اگر درد و رنجی در پی داشته باشد. در نهایت، به نرمی و زیبایی عشق اشاره می‌شود و به جای درمان درد عشق، آتش عشق و تحمل را پیشنهاد می‌کند.