شمارهٔ ۱۹۵ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای نغمه ی خوشت دم داود را شعار
وی عندلیب را نفست کرده شرمسار
انفاس روح بخش تو جانرا حیات بخش
و اعجاز عیسوی زدمت گشته آشکار
دستانسرای گلشن روحانیون ز شوق
بردارد از نوای خوشت نغمه ی هزار
وین چرخ چرخ زن ز سماع تو هر زمان
چون صوفیان بچرخ درآید هزار بار
ای بس که بلبل سحر از شوق نغمه ات
بر سر زند بسان مگس دست اضطرار
مرغ چمن که رودزن بزم گلشنست
پر می زند ز شوق تو بر طرف جویبار
با لحن دلفریب تو هنگام صبحدم
بر عندلیب قهقهه زد کبک کوهسار
قولت چو با عمل بفرو داشت می رسد
برگو غزل ترانه ازین بیشتر میار
بلبل ز بام و زیر تو با نغمه های زیر
خواجو بزیر بام تو با نالهای زار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و دلانگیزی نغمهای اشاره دارد که به عنوان صدایی روحبخش و حیاتبخش شناخته میشود. شاعر به تشبیههایی از جمله بلبل و عندلیب پرداخته و ابراز میکند که این صدا مانند جادو جنجال و شوق را در دلها ایجاد میکند. همچنین اشاره به تاثیر عمیق این نغمه بر روح انسانی و تأثیرگذاری آن در محیط اطراف دارد. در نهایت، شاعر از زیباییهای این نغمه و دلدادگی خود به آن یاد میکند و تأکید میکند که اثر آن فراتر از کلمات است.