نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

ای شده بر مه ز شبه مُهره ساز

با شُبه‌ات مار سیه مهره باز

جادوی هاروت‌وَشَت دلفریب

هندوی زنگی صفتت ترکتاز

بزم صبوحی ز قدح برفروز

رایت عشرت به چمن برفراز

وصل گل و بلبل و فصل بهار

زلف تو و ماه و شبان دراز

شعله فروزان بفروزند شمع

پرده نوازان بنوازند ساز

مرغ شد از نالهٔ من در خروش

شمع شد از آتش من در گداز

باده پرستان شراب الست

مست می لعل بتان طراز

شاهد مستان شده دستان نمای

بلبل خوشخوان شده دستان نواز

خادمِ پرده سرا عود سوز

مطربهٔ پرده سرا عود ساز

مجلسیان محرم اسرار عشق

همنفسان غرقهٔ دریای راز

خاطر خواجو و خیال حبیب

دیدهٔ محمود و جمال ایاز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی و جاذبه‌های دل‌انگیز عشق و طبیعت می‌پردازد. شاعر با استعاره‌ها و تصاویری زیبا، عشق را به بزم میمونی تشبیه کرده و به توصیف معشوق می‌پردازد. در این بزم، زلف معشوق و دل‌انگیزی فصل بهار نمایان است. احساسات عاشقانه با ناله‌ها و آتش شمع‌ها در هم تنیده شده‌اند و شراب و نغمه‌های موسیقی به شادابی مجلس می‌افزاید. شاعر با اشاره به چهره‌های زیبا و دل‌سرایان، عمق عشق و رازی را که در دل دارد، نشان می‌دهد و رابطه‌ای عمیق بین عشق، زیبایی و هنر برقرار می‌کند.