نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۷ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟

ورش بر ما گذر بودی چه بودی؟

مرا کز بیخودی از خود خبر نیست

گر او را این خبر بودی چه بودی؟

اگر چون آن پری پیکر در آفاق

پری روی دگر بودی چه بودی؟

بدینسان کز نظر یکدم جدا نیست

گرش با ما نظر بودی چه بودی؟

مرا گویند درمان تو صبرست

دریغا صبر گر بودی چه بودی؟

روانم در شب هجران بفرسود

گر آنشب را سحر بودی چه بودی؟

مرا چون با سر زلفت سری هست

گرم پروای سر بودی چه بودی؟

چو بر بام تو باشد مرغ را راه

مرا گر بال و پر بودی چه بودی؟

ز خواجو سیم و زر داری تمنّا

گر او را سیم و زر بودی چه بودی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اشاره به عشق و دل‌تنگی پرداخته و احساسات شاعر را در مورد معشوقش بیان می‌کند. او از خود می‌پرسد که اگر معشوقش در نظرش بود، او چه حسی می‌داشت و اگر محبوب با او بود، چه حالتی می‌یافت. شاعر به خویشتن‌داری و صبر اشاره می‌کند و می‌گوید که در غیبت معشوق از خود بی‌خبر است. همچنین، او به زیبایی معشوق و آرزوی داشتن او اشاره می‌کند و در نهایت به این نکته می‌رسد که اگر خواسته‌هایش برآورده می‌شد، چه می‌شد. به طور کلی، شعر به دغدغه‌های عاطفی و آرزوهای شاعر مربوط می‌شود.