نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

رخسار تو شمع کایناتست

وز قند تو شور در نباتست

ریحان خط سیاه شیرین

پیرامن شکّرت نباتست

خضرست مگر که سرنوشتش

بر گوشه ی چشمه ی حیاتست

بر عرصه حسن شاه گردون

پیش دو رخ تو شاه ماتست

یک قطره ز اشک ما محیطست

یک چشمه ز چشم ما فراتست

عنوان سواد خطّ سبزت

سرنامه ی نامه ی نجاتست

وجهی ز برات دلربایی

یا نسخه ای از شب براتست

آخر به زکات حسن ما را

دریاب که موسم زکاتست

خواجو ز تو کی ثبات جوید

زان روی که عمر بی ثباتست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب خود اشاره می‌کند و از ویژگی‌های حیرت‌انگیز آن صحبت می‌کند. او چهره محبوب را به شمعی که جهان را روشن می‌کند تشبیه می‌کند و از شیرینی و لطافت او به عنوان نشانه‌ای از زندگی و حیات یاد می‌کند. شاعر به تأثیر زیبایی این شخص بر زندگی خود اشاره می‌کند و از حسرت و اشک‌های خود برای دیدن او سخن می‌گوید. همچنین به مفهوم محبت و فداکاری نیز اشاره می‌کند و در نهایت از ناپایداری عمر و لزوم بهره‌برداری از زیبایی‌ها و عشق در لحظه‌های گذرا سخن می‌گوید.