نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست

شکّرست آن کام جان یا لعل شکر خای دوست

پرتو مهرست یا مهر رخ زیبای یار

قامت سروست یا سرو قد رعنای دوست

آیت حسنست یا توقیع ملک دلبری

یا بخون ما خطی یا خطّ مشک آسای دوست

عکس پروینست یا قندیل مه یا شمع مهر

یا چراغ زهره یا روی جهان آرای دوست

مار ضحّاکست یا شب یا طناب چنبری

یا نقاب عنبری یا جعدمه فرسای دوست

چشمه ی نوشست یا کان نمک یا جام می

یا زلال خضر یا مرجان جان افزای دوست

آهوی مستست یا جزع یمن یا عین سحر

یا فریب عقل و دین یا نرگس شهلای دوست

شاخ شمشادست یا سرو سهی یا نارون

یا صنوبر یا بلای خلق یا بالای دوست

قامت خواجوست یا قوس قزح یا برج قوس

یا هلال عید یا ابروی چون طغرای دوست

بزم دستورست یا بتخانه چین یا چمن

یا ارم یا جنّت فردوس یا مأوای دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی‌های یک دوست و ویژگی‌های دلربای اوست. شاعر به توصیف اجزای مختلف زیبایی معشوق می‌پردازد و آن‌ها را با اشیاء و عناصر زیبای طبیعت مقایسه می‌کند. از زلف‌های معشوق که مانند عنبر هستند تا چشمانش که مانند نور و روشنایی می‌درخشند. شاعر از تجلیات مختلف زیبایی مانند رودها، گل‌ها و حتی آسمان برای توصیف معشوق استفاده می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه وجود او همه چیز را زیباتر می‌کند. به طور کلی، این شعر تجلی عشق و زیبایی است که در وجود دوست نهفته است.