نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

گره ی زلف بهم برزده کاین مشک تتارست

رقم از غاله بر گل زده کاین خطّ غبارست

رشته ئی بر قمر انداخته کاین مار سیاهست

نقطه ئی بر شکر افکنده که این مهره ی مارست

مشک بر برگ سمن بیخته یعنی شب قدرست

زلف شبرنگ بهم بر زده یعنی شب تارست

لؤلؤ از پسته ی خود ریخته کاین چیست حدیثست

لاله در مشک نهان کرده که این چیست عذارست

نرگسش خفته و آوازه در افکنده که مستست

وندرو باده اثر کرده که در عین خمارست

باد بویش بچمن برده که این نکهت مشکست

وز چمن نکهتی آورده که این نفخه ی یارست

مرغ بر طرف چمن شیفته کاین کوی حبیبست

باد بر برگ سمن فتنه که این روی نگارست

سر موئی بصبا داده که این نافه ی چینست

بوئی از طرّه فرستاده که این باد بهارست

نرگسش خون دلم خورده که این جام صبوحست

غمزه اش قصد روان کرده که هنگام شکارست

تهمتی بر شکر افکنده که این گفته ی خواجوست

برقعی بر قمر انداخته کاین لیل و نهارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار به تصویر کشیدن زیبایی‌ها و جذابیت‌های محبوبه است. در این شعر، از استعاره‌ها و تشبیهات مختلف برای توصیف زلف و زیبایی‌های این محبوبه استفاده شده است. شاعر با اشاره به شب قدر و شب تار، به عمق و رازآلود بودن احساساتش اشاره می‌کند. لؤلؤ و لاله به زیور و زیبایی اشاره دارند و نرگس خوابیده علامتی از سکوت و جذبه است. بوی مشک و نفحات بهار نمادی از عشق و شوق است. در کل، این اشعار بیانگر عشق عمیق و احساسات شاعر به محبوبش است.