نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب

دیدم آن نرگس پر فتنهٔ فتّان در خواب

خیمه بر صحن چمن زن که کنون در بستان

نتوان رفت ز بوی گل و ریحان در خواب

بود آیا که شود بخت من خسته بلند

کآیدم قامت آن سرو خرامان در خواب

ای خوشا با تو صبوحی و ز جام سحری

پاسبان بی‌خبر افتاده و دربان در خواب

فتنه برخاسته و باده‌پرستان در شور

شمع بنشسته و چشم خوش مستان در خواب

آیدم زلف تو در خواب و پریشانم ازین

که بود شور و بلا دیدن ثعبان در خواب

صبر ایوب بباید که شبی دست دهد

که رود چشمم از اندیشهٔ کرمان در خواب

بلبل دلشده چون در کف صیاد افتاد

باز بیند چمن و طرف گلستان در خواب

دوش خواجو چو حریفان همه در خواب شدند

نشد از زمزمهٔ مرغ سحرخوان در خواب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویرسازی خواب‌های عاشقانه و خیال‌انگیز می‌پردازد. او در خواب، معشوقی زیبا به نام نرگس را می‌بیند و از حسرت بوی گل و ریحان در بستان می‌گوید. شاعر از نگرانی و غم بخت خویش سخن می‌گوید و از زیبایی و آرامش همراه با معشوقش در خواب یاد می‌کند. او نیز به شور و شوق باده‌پرستان و تأثیر خواب بر احساساتش اشاره می‌کند. همچنین، شاعر به دشواری‌ها و صبر لازم برای دیدن معشوقش در خواب تأکید می‌کند و در نهایت از دوری معشوق و راهیابی به دنیای خواب و خیال می‌گوید. این شعر به بیان زیبایی‌ها، غم‌ها و آمال عاشقانه‌ای می‌پردازد که در خواب‌ها شکل می‌گیرند.