شمارهٔ ۱۲۲ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
همه گنج جهان ماری نیرزد
گل بستان او خاری نیرزد
ببازاری که نقد جان روانست
رخی چون زر بدیناری نیرزد
اگر صوفی می صافی ننوشد
بخاک پای خمّاری نیرزد
مرا گر زور و زر داری میازار
که زور و زر بآزادی نیرزد
خروش چنگ و نای و نغمه زیر
بآه و ناله ی رازی نیرزد
منه دل بر گل باغ زمانه
که گلزارش به گلزاری نیرزد
فلک را از کمر بندان درگاه
کله داری کله داری نیرزد
در آن خالی که حالی نیست منگر
که از شه مهره شه ماری نیرزد
مکن تکرار فقه و بحث معقول
چرا کاین هر دو تکراری نیرزد
برون شو زین نشیمن کاندرین ملک
سریر خسروی داری نیرزد
دوای درد خواجو از که جویم
که آن بیمار تیماری نیرزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به این نکته اشاره میکند که تمام گنجهای جهان و زیباییهای ظاهری آنچنان که به نظر میرسند، ارزش حقیقی ندارند. در واقع، زیبایی و ثروت دنیوی در مقایسه با ارزشهای معنوی و روحانی ناچیز هستند. شاعر از نقش و مقامهای دنیوی و تکرار مباحث بیفایده انتقاد میکند و بر این باور است که آزادی و حقیقت از همه چیز مهمترند. در نهایت، او به دنبال معنای حقیقی زندگی است و به بیفایده بودن جستجو در دنیای مادی اشاره میکند.