شمارهٔ ۱۲۸ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
بنای شوق ز ما استوار خواهد ماند
کنون که کشتی ما در میان موج افتاد
سرشک دیده ز ما بر کنار خواهد ماند
اساس عهد مودّت که در ازل رفتست
میان ما و شما پایدار خواهد ماند
ز چهره هیچ نماند نشان ولی ما را
نشان چهره برین رهگذار خواهد ماند
ز روزگار جفا نامه ئی که عرض افتاد
مدام بر ورق روزگار خواهد ماند
شکنج زلف تو تا بیقرار خواهد گشت
درازی شب ما برقرار خواهد ماند
چنین که بر سر میدان عشق می نگرم
دل پیاده بدست سوار خواهد ماند
حدیث زلف و رخ دلکش تو خواهد بود
که بر صحیفه ی لیل و نهار خواهد ماند
فراق نامه ی خواجو و شرح قصّه ی شوق
میان زنده دلان یادگار خواهد ماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق انسانی میپردازد. شاعر بیان میکند که یادگارهای عشق و شوقشان همیشه باقی خواهد ماند، حتی اگر نشانی از خود نگذارند. او به کشتی عشق اشاره میکند که در میان امواج مشکلات گرفتار شده، اما اشکها و عواطفشان پایدار خواهد بود. عهد و دوستی که از زمانهای قدیم برقرار شده، همچنان قوی باقی میماند. همچنین، یادآوری میشود که اگرچه چهرهها ممکن است محو شوند، اما اثرات عشق در زندگی همیشه خواهد ماند. در نهایت، شاعر به درد جدایی و قصه عشق اشاره میکند که در دل زندهدلان همواره جای خواهد داشت.