شمارهٔ ۱۳۰ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
مردان این قدم همه بی پا و بی سرند
از جسم و جان بری و ز کونین فارغند
با خاک ره برابر و از عرش برترند
روح مجسّمند نه جسم مروّحند
نور مصوّرند نه شمع منوّرند
بر عرصه ی حدوث قدم در قدم زنند
در مجلس وجود شراب از عدم خورند
شرب از حیاض قدسی کرّ و بیان کنند
نزل از ریاض علوی روحانیان برند
کی آشیان نهند درین خاکدان از آنک
شهباز عرشیند که در لا مکان پرند
عبهر مثال معتل و اجوف نهندشان
اما بدان صحیح که سالم چون عرعرند
سلطان تختگاه و اقالیم وحدتند
لیکن بری ز ملکت و فارغ ز لشکرند
خواجو گدای درگه ارباب فقر باش
کانها که مفلسند بمعنی توانگرند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر وصف حال مرغان و مردان را به تصویر میکشد که همگی بیبال و بیپر و همچنین بیپا و بیسر هستند. آنها از جسم و جان آزادند و در واقع، روحهایی مجسم و نورهایی مصور هستند که در عرش و مقام بالایی قرار دارند. این روحها در دنیای وجود به قدم میزنند و در مجالس پر از عدم حاضرند. آنها از چشمههای قدسی مینوشند و از باغهای علوی بهرهمند میشوند. شاعر بیان میکند که آنها برای سکونت در این دنیای خاکی مناسب نیستند و شبیه شهبازان عرش هستند که در فضا پرواز میکنند. در نهایت، خواجو به صفت گدایی درگاه بزرگ فقر اشاره میکند و میگوید که کسانی که در ظاهر فقیرند، در واقع از نظر معنوی غنی هستند.