شمارهٔ ۱۳۴ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
طوبی چو روان گردی بر رهگذرت میرد
جوزا چو قدح نوشی پیش تو کمر بندد
و آندم که قبا پوشی پیش کمرت میرد
مشک ختنی هر دم در زلف تو آویزد
شمع فلکی هر شب پیش قمرت میرد
کو زنده دلی تا جان در پای تو افشاند
کانرا که بود جانی بر خاک درت میرد
ثابت قدم آن باشد کاندر قدمت افتد
صاحب نظر آن باشد کاندر نظرت میرد
هر زنده ی صاحب دل کز جان خبری دارد
چون از تو خبر باید پیش خبرت میرد
ای خسرو بت رویان بگشا لب شیرین تا
فرهاد صفت خواجو پیش شکرت میرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای محبوبش میپردازد و میگوید هر چیزی که به او مربوط است، در سایهی حضور او رنگ میبازد و جان میدهد. طوطی تنها با سخنگویی، طراوت خود را از دست میدهد و دیگر چیزها نیز همچون درختان و گلها در حضور او به خاموشی میگرایند. او به جذبه و تاثیر محبوب بر روی دیگران اشاره دارد و میگوید که هر کسی که به او عشق ورزد، جانی را در پای او فدا میکند. شاعر در نهایت از محبوب خود میخواهد تا با لبخندی، شوق و زیبایی را به او بازگرداند.