نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خوشا با دوستان در بوستان گل

که خوش باشد بروی دوستان گل

شکوفه موبدست و ابر دایه

صبا رامین و ویس دلستان گل

سمن را شد نفس باد و روان آب

چمن را گشت تن شمشاد و جان گل

ترنّم می کند بر شاخ بلبل

تبسّم می کند در بوستان گل

لبش با هم نمی آید از آنروی

که دارد خرده ی ئی زر در دهان گل

کشد در بر قبای فستقی سرو

نهد بر سر کلاه سایبان گل

چو باد از روی گل برقع برانداخت

برامد سرخ همچون ارغوان گل

بگو با بلبل ای باد بهاری

که باز آمد علی رغم زمان گل

دلش سستی کند چون از نهالی

بصحن گلستان آید خزان گل

بیا خواجو که با مرغان شب خیز

نهادست از هوا جان در میان گل

می نوشین روان درده که بگرفت

چو خسرو ملکت نوشیروان گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی‌ها و سرسبزی‌های طبیعت و لذت‌های دوستی در بوستان گل می‌پردازد. شاعر به توصیف شکوفه‌ها، بلبل‌های خوشخوان و زیبایی‌های گل‌ها می‌پردازد، و ارتباط عمیق میان انسان‌ها و طبیعت را به تصویر می‌کشد. همچنین، به تغییرات فصول و تأثیر آن بر دل آدمی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که به رغم گذر زمان و آمدن خزان، هنوز لحظات شاد و دل‌انگیز در کنار دوستان و در دل گلستان باقی می‌ماند. شاعر در نهایت از دعوت دوستانش می‌خواهد تا در کنار هم از این زیبایی‌ها بهره‌مند شوند.