شمارهٔ ۱۶۵ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
ور خرمن گل خواهی از خار مترس ای دل
چون زهد و نکو نامی بر باد هوا دادی
از طعنه ی بدگویان زنهار مترس ای دل
از رندی و بدنامی گر ننگ نمی داری
از فخر طمع برکن و ز عار مترس ای دل
گر طالب دیداری از خلد برین بگذر
ور نور بدست آمد از نار مترس ای دل
چون نرگس بیمارش خون می خور اگر مستی
ور زانک شود جانت بیمار مترس ای دل
گر همدم منصوری رو لاف انا الحق زن
چون دم زنی از وحدت از دار مترس ای دل
جانرا چو فدا کردی از تن مکن اندیشه
چون ترک شتر گفتی از بار مترس ای دل
قول حکما بشنو کاندم که قدح نوشی
اندک خورو از مستی بسیار مترس ای دل
صدبار ترا گفتم کامروز که چون خواجو
اقرار نمی کردی ز انکار مترس ای دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ما میآموزد که برای رسیدن به خواستهها و آرزوهایمان، نباید از موانع و چالشها بترسیم. شاعر به دل میگوید که اگر به دنبال گنج یا زیبایی هستی، نباید از خطرات و دشواریها واهمه داشته باشی. او یادآور میشود که اگر از نام و زهد و خوبیها دست بکشی، نباید از طعنه و سخنان بد دیگران ترسی داشته باشی. همچنین، از انسانهایی که به دنبال حقیقت و وحدت هستند، نباید بترسی و تنها باید بر روی هدفهایت تمرکز کنی. در نهایت، شاعر تأکید میکند که باید از زندگی و شادمانی لذت ببریم و در مواجهه با مشکلات، با شجاعت جلو برویم.