نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۳ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلات فع فاعلات فع

سنبل سیه بر سمن مزن

لشکر حبش بر ختن مزن

ابر مشکسا بر قمر مسا

تاب طرّه بر نسترن مزن

تا دل شب تیره نشکند

زلف را شکن بر شکن مزن

از حرم ببستانسرا میا

طعنه بر عروس چمن مزن

آتشم چو در جان و دل زدی

خاطرم بدست آر و تن مزن

روح را که طاوس باغ تست

همچو مرغ با بابزن مزن

مطربا چو از چنگ شد دلم

بیش ازین ره عقل من مزن

ساقیا بدان لعل آتشین

خنده بر عقیق یمن مزن

دود سینه خواجو ز سوز دل

همچو شمع در انجمن مزن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر عشق و دل‌تنگی اشاره می‌کند. او از سنبل و لشکر حبش یاد می‌کند و از معشوق می‌خواهد که زلف‌هایش را بیش از این نچرخاند و ناز نکند، چرا که دل شب ممکن است بشکند. شاعر همچنین تأکید می‌کند که از حرم به باغ نیاید و طعنه بر عروس چمن نزند. او از سوز دل و آتش عشق خود سخن می‌گوید و به مطرب و ساقی نیز اشاره می‌کند که دیگر عقلش را آزار ندهند. در پایان، به احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و می‌خواهد که در انجمن کسی سوزش دلش را ببیند.