نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۴ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

تبسّمت الزهر و المزن باک

و غررت الودق و الدّیک حاک

نسیم عراقی ندانم چه بادی

زمین سپاهان ندانم چه خاکی

بدین مشک‌سایی و عنبرفشانی

ایا نفحة الرّیح روحی فداک

ندانم چه نقشی که مثل تو صورت

مصوّر نگردد ز آبی و خاکی

ریاض بهشتی بدین روح‌بخشی

چراغ سپهری بدین تابناکی

خرد را فریبی و دل را امیدی

روان را حیاتی و تن را هلاکی

نه در دل ممّکن که در قلب جانی

نه از گِل مرکب که از روح پاکی

مررنا با کناف نجد و بتنا

بواد الاراک لعلّی اراک

چو خواجو به دست آر جام خور آیین

اگر مست گلچهر اورنگ تاکی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های طبیعت و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوق و تأثیر آن بر روح و دل انسان‌ها اشاره می‌کند. او از نسیم عراقی، خاک سپاهان و عطر مشک و عنبر سخن می‌گوید و می‌خواهد که روحش فدای این زیبایی‌ها شود. همچنین، شاعر به بهشت و چراغ‌های درخشان آسمان اشاره می‌کند و از امید و حیات ناشی از عشق و زیبایی‌ها سخن می‌گوید. در انتها، دعوت به مستی و شادمانی در کنار محبوب و طبیعت زیبا به چشم می‌خورد.