نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

رخ دل فروز تو ماهی خوشست

خط عنبرینت سیاهی خوشست

شب گیسویت هست سال دراز

ولی روز روی تو ماهی خوشست

از آن چین زلف تو شد جای دل

که هندوستان جایگاهی خوشست

اگر نیست ضعفی در آن چشم مست

چرا گاه بیمار و گاهی خوشست

از آن مه بروی تو آرد پناه

که روی تو پشت و پناهی خوشست

صبوحی گناهست در پای سرو

ولی راستی را گناهی خوشست

اگرچه ره عقل و دین می زنی

بزن مطرب این ره که راهی خوشست

گرت اسب بر سر دواند رواست

بنه پیش او رخ که شاهی خوشست

بچشم کرم سوی خواجو نگر

که در چشم مستت نگاهی خوشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌ها و جذابیت‌های معشوق خود می‌پردازد و با استفاده از تصاویری زیبا، احساساتش را بیان می‌کند. او توصیف می‌کند که چهره و خط معشوقش چقدر دلپذیر است و اینکه شب‌های طولانی به خاطر گیسو و زیبایی او چگونه سپری می‌شود. در ادامه، شاعر به امکانات و قدرت تاثیر چشم‌های معشوق اشاره می‌کند و نسبت به احساسات متقلّبش در برابر او، ابراز می‌کند که گاه بیمار و گاه شاد می‌شود. همچنین، او از نمادهای عشق و زیبایی مانند «صبحدم» و «سرو» بهره می‌برد تا نشان دهد حتی در زمینه‌های مذهبی و عرفانی نیز عشق و زیبایی جایگاه خاصی دارند. در پایان، شاعر از معشوقش می‌خواهد که نگاهی به او بیندازد و از زیبایی چشمانش بهره‌مند شود. این شعر نشان‌دهنده عواطف عمیق و تحسین شاعر نسبت به معشوق است.