شمارهٔ ۴۳ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر حرص زیر دست و طمع زیر پای تست
سلطان وقت خویشی و سلطان گدای تست
ای صاحب اجل که روی در قفای دل
رخش امل مران که اجل در قفای تست
گر نفس راه می زندت کاین طریق نیست
از ره مرو که پیر خرد رهنمای تست
زین تابخانه رخت برون برکه کاینات
یک غرفه بر در حرم کبریای تست
جای وقوف نیست درین دامگاه دیو
بگذر که این مزابل سفلی نه جای تست
از ره مرو بنغمه سرائیدن غراب
چون مرغ روح بلبل بستانسرای تست
بر فرش خاک تکیه زدن شرط عقل نیست
چون تختگاه عالم جان متّکای تست
ای یار آشنا که دم از خویش می زنی
بیگانه شو ز خویش چو یار آشنای تست
خواجو اگر بقا طلبی از فنا مترس
چون بنگری فنای تو عین بقای تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم زندگی و مرگ، و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر به ما یادآوری میکند که حرص و طمع باعث میشود که ما به جنبههای ناپایدار زندگی توجه کنیم. او از انسانها میخواهد که از مادیات فاصله بگیرند و به زیرساختهای معنوی و روحانی زندگی توجه داشته باشند. همچنین، اهمیت خودشناسی و دوری از دلبستگیهای دنیوی را به تصویر میکشد. شاعر به مخاطب میگوید که در این دنیا جای امنی نیست و باید به سوی حقیقت و جاودانگی حرکت کرد. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که فنا و زوال بخشی از زندگی است و باید بیباک به آن نگاه کرد چرا که در واقع، فنا میتواند به معنی بقا باشد.